گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

بایگانی
محبوب ترین مطالب

891- اولین روز دانشجویی!

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۰ ب.ظ

اولین روز دانشجویی به معنای واقعی شروع شد!

امشب! اومدم خوابگاه! همون فضا.. همون ساختمون .. همون اتاقها.. همون سرپرستهای روز و شب و خدمه و نگهبان و ... 

تو همون مسیر کوتاه ورودی خوابگاه تا در اتاق هر قدم یه اشنا میبینی و سلامعلیک و خوش و بش و ...!!

وقتی اومدم داشتم دق میکردم!

اگر اقای همسر نبود که موقعیت رو درک کرد و شب اومد وسایلمو اورد و دیداری تازه شد، حتما دق میکردم!

شاید هم اصلا تاثیر حضور اقای همسر هست این ناراحتی!

چون تا قبلش که خب شرایط مثل همیشه است.. ولی وقتی پای یه نفر دیگه میاد وسط جدایی و دوری سختی میشه!

بازم خدا رو شکر ایشون هم همینجاست و کلا 1-2 ساعت از هم دوریم اگر نه که ...!!!


فکر نمیکردم تا این حد به بودن در کنار همسر وابسته شده باشم که تحمل حتی یک شب تنها بودن رو نداشته باشم! :(


همسر کجااااایی 

دقیقاااا کجاااااایی


  • فریba

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بانك اهداكنندگان غير خويشاوند