گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

بایگانی
محبوب ترین مطالب

894- با ارزش ترین ها

چهارشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۵۳ ق.ظ

یادم میاد یک زمانی 

همه چی و همه چی شده بود برای من درس و کارم .. 

تمام فرصت های ارزشمند رو کنار میگذاشتم و درسم و کارم رو به جاش میگذاشتم!

اما هر روز که میگذره .. چشمانم داره واقعیتها و ارزشهای زندگی رو بهتر میبینه و میشناسه.. 

تصمیم گرفتم به هر چیزی همون قدر که ارزش داره بها بدم و براش وقت بذارم! 

به این فکر میکنم که اگر چه چیزایی نباشه من زندگی برام بی معنی میشه .. 

بودن یا نبودن درس و دانشگاه درسته ارزش داره ولی اگر نباشه هم چیزی رو از دست ندادم! میرم یه کار دیگه انجام میدم! میرم یه درس دیگه یه دانشگاه دیگه ... نشد میشینم تو خونه میچسبم به زندگیم.. 

اگر کارم رو از دست بدم .. درسته منبع مالی رو از دست دادم ولی جایگزین داره .. یه کار دیگه ... یه محیط دیگه ... نشد بیکار میمونم تو خونه برای خودم کار درست میکنم...!

اگر پروژه ها تموم بشن.. اگر این آدمها مدیر و همکارم نباشن.. خب نیستن! یه ادمهای دیگه میان جاشون! عوض میشن!!!

.

.

.

ولی اگر پدرم نباشه .. 

مادرم نباشه .. 

همسرم نباشه .. 

خانوادم نباشن.. 

هیچ کسی نیست که جاشون رو برام پر کنه! 

هیچ چیزی نیست که بتونم جایگزینشون کنم .. 

تصمیم گرفتم تو اولین های اولین بذارم .. اون چیزایی که برای من اولینند ... و دومی ای براشون نیست... 

.

.

این هفته استادمون برای جلسه بعد امتحان گذاشت.. درساش خیلی زیاده... استاد هم یه ادم عنق و عقده ای! ولی من به مادرم قول داده بودم این هفته رو به دیدنشون میرم .. گور بابای درس و استاد!!!! اخر هفته رو میرم کنار خانوادم... اگر اونجا وقت ازادی داشتم شاید درس هم خوندم! نشد هم که خب نمیخونم! اخرش میخواد چی بشه؟ 3 نمره از نمره اخر ترمم کم بشه؟ خب بشه! 

.

.

.

یه کاغذ و قلم بردارین .. به این فکر کنین اگر قراره باشه برین یه جای دور چه چیزایی رو با خودتون میخواین ببرین؟ تو بردن همه چی هم ازادین از خانواده و دوست و فامیل گرفته تا مدرک تحصیلی و درامد و شغل فعلی... به ترتیب ببینید چه کسانی و چه چیزایی رو با خودتون خواهید برد. 

اون 5 تای اولی رو که نوشتین رو قدر بدونین و برای حفظشون تلاش کنین! حالا هر چی میخواد باشه! 



الان ساعت 00:52 نیمه شب 12 آبان هست! سالن مطالعه!!!!!!!!!!! 

من فردا شب تو بغل خانواده هستمممممممممممممممممم 


  • فریba

نظرات  (۱)

لاااااایک.  کاملا موافقم منم چند سالیه به این موضوع پی بردم ولی یکم دیر... 
به هر حال هنوز هستند باارزش های زیادی که باید قدرشونو بدونم و خدارو برای داشتنشون شکرکنم و واسه خوشحالیشون تلاش. 
آخی پس امشب پیششونی ایشالا چه تصمیم خوبی 😊😊👌👌👌

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بانك اهداكنندگان غير خويشاوند