گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

بایگانی
محبوب ترین مطالب

912- عجیب ولی واقعی!

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۵۳ ق.ظ

این یه داستانه ولی واقعیت داره! 

نمیدونم چقدر به فالگیر و رمال و اینا اعتقاد دارید ولی من کم کم دارم بهشون اعتقاد پیدا میکنم:))) 

حالا نظرم رو اخر داستان مینویسم! 

سعی میکنم داستانمو هیجانی تعریف کنم که مثلا شما بتونید صحنه سازی کنید: :)))

داستان رو از زبان افرادی که شخصیتهای واقعه هستند تعریف میکنم: 



" - حاج خانوم چرا تو این فصل کارگاه خالیه؟ پس کو اون همه دفتر و دستک؟ کوه انقدر برو بیا؟ کو اونهمه ببر وربیار؟؟؟

++ دیگه خودت میدونی فاطمه خانوم، این خیلی وقته وضع ماست! امسال هم که با سیلی صورت خودمون رو سرخ نگه داشتیم و هی با همین ترشی ها و کارای خونگی من تونستم یه خورده پس اندازی داشته باشم خرجی دربیارم.. وضعیت کارگاه هم همینه که میبینی! هر سال بدتر از پارسال... امسال هم که هیچی به هیچی ... نه امدی نه خرجی ... نمیدونم والا... نمیدونم چی شد یهو زندگی ما از این رو به اون رو شد... همه چی گره خورده هیچوری هم باز نمیشه... نمیدونم این غصه ما چرا تمومی نداره... 

- حاج خانوم.. زندگیت نظر کرده است! زندگیت جادو شده! طلسم شده.. 

++ ای بابا فاطمه حانوم کی میاد زندگی منو چشم بزنه! ماشالله همه از ما داراترن و خوش تر.. به چی زندگی من نظر کنه.. به شوهر بیکارم؟ به بچه هام که همگی هشتشون گرو نه شونه؟ یا به وضع خودم که با این سن باید بشینم تو این سرما سبزی خورد کنم و ترشی درست کنم؟؟ 

- حالا تو باور نکن! ولی قسم میخورم زندگیت نظر کرده است.. قسم میخورم یکی یه دعایی به زندگیت بسته که اینجور شده! وگرنه من که سالهاست پیش شما کار میکنم.. کجا اینجور بود؟ کجا این وضع بود؟؟ یه روز در این کارگاه بسته نبود که الان یه ساله اینجور خاموشه.. کجا اینجور غمباد گرفته بودی شما... 

ببینم خونه ت رو نگشتی ببینی چیز عجیبی پیدا نمیکنی؟ تو در و دیوار این کارگاه بگرد ببین کاغذی پارچه ای دعایی چیزی یه وقت پیدا نمیکنی؟؟

++ والا نمیدونم .. نه دقت نکردم... فرض هم کن که باشه کی میتونه تو شلوغی اون خونه و این کارگاه پر از آشغال ورد و دعا پیدا کنه.. ولمون کن فاطمه ... 

- بیا حرف من رو قبول کن و برو پیش اینی که میگم.. کارش حرف نداره.. حرفشم درسته.. اصلا ببین نمیخواد بری حرف من رو بزنی.. برو بهش بگو وضع زندگی من خرابه میخوام خوب بشه! ببین چی میگه!

....

فاطمه خانوم کارگر فصلی ماست.. سالهاست وقتی باهاش کار داشتم و کمک میخواستم خودش و دختراش میومدن کمکم... از بچگی هم من و خانوادمو میشناخت و کمابیش از وضع زندگی ما خبر داشت.. وقتی اینو گفت منو به فکر فرو برد.. گفتم خب بذار حرفشو قبول کنم ببینم چی میگه.. ما که هر چی کلید بود رو درهای بسته مون امتجان کردیم ولی قفل زندگیمون باز نشد.. ببینم این چی میگه.. 

فرداش که دیدمش گفتم فاطمه دیروز چی میگفتی هی میگی جادو کردن زندگیمو و طلسم داره؟ 

گفت: یکی هست دعا نویسه! خبر از همه جا داره.. کارش هم خیلی درسته.. تا حالا نشده دروغ بگه و اشتباه بگه.. از این کلاشهای رمال هم نیست... این شمارشه.. برو از زندگیت بپرس ببین چی میگه.. اصلا میخوای که الان بهش زنگ بزنم باهاش حرف بزنی؟ گفتم خب باشه زنگ بزن... 

تماس گرفت و با یکی صحبت کرد و گفت اگر تلفنی میشه یکی مشکلشو برات بگه! و گوشی رو داد بهم و من تو چند جمله خلاصه گفتم جریان رو .. اون اقا پرسید امروز چند شنبه است؟ ... خب امروز که نمیشه! فردا هم که نمیدونم چند تا اصطلاح خودشون رو بکار برد که یعنی نمیشه سرکتاب دید و فردا هم نمیشه! شما پس فردا به من زنگ بزن تا بهت بگم... 

من تا پس فردا برسه دل تو دلم نبود.. هی میگفتم عجب کاری کردم .. این تو زندگیم کم بود که دیگه اضافه شد!!! 

پس فردا ظهرش رسید و دوباره زنگ زدم... 

از حرفهایی که زد داشتم شاخ درمی اوردم! وحشت کرده بودم.. قلبم تند تند میزد که خدایا این چی میگه... 

بعد از اینکه یه جزئیاتی از زندگیم رو گفت و من با تعجب همه رو تایید میکردم... ادامه داد:

=حاج خانوم نمیخوام بترسونمت .. ولی زندگیت بد جور قفل شده.. یه طلسم خیلی سنگین به زندگیت بستن.. خونه ت رو نگشتی؟؟ دعایی وردی کاغذی چیزی پیدا نکردی؟ چیزی نریختن تو خونه ت یه وقت ؟؟ 

++والا چی بگم.. حواسم نبوده .. چی مثلا؟ کجا رو بگردم؟ دنبال چی بگردم؟؟ 

= هیچی ولش کن! الان دیگه نمیتونی پیداش کنی.. اثرش بدجور تو زندگیت هست و حالا حالاها هم ادامه داره.. تا وقتی کامل اون دعاهه از بین بره! که اونم یجایی هست که دست کسی بهش نمیرسه که بهت بگم بری برش داری بندازیش دور!!! 

++ حالا میگید چیگار باید بکنم؟ 

500 تومن خرج داره! 

++ هی آقا.. من اگر 500 هزار تومن پول داشتم که الان این وضعم نبود.. 

= به هر حال حاج خانوم تا وقتی اون دعاهه هست وضع زندگیت از این بهتر نمیشه که بدتر هم میشه!! اگر میخوای حل بشه باید یه دعای بسیار قوی بنویسم که بتونه طلسم قبلی رو از بین ببره.. دیگه خودت میدونی.. 

++ اخه خیلی زیاده.. بخدا ندارم.. نمیشه کمترش کنی؟؟ 

= این قیمت رو من نمیگم.. بهم میگن.. عین همین پول رو هم باید بهشون بدم اگر نه که حل نمیشه! 

++ باشه .. ممنونم.. ببینم چکار میتونم بکنم... و با نا امیدی گوشی تلفن رو قطع کردم... 

.

.

.

.



نظر شما چیه؟

شما جای این خانوم بودین چکار میکردین؟ جای کسی که تمام درهای امید زندگیش بسته شده و همه راههاش به بن بست رسیده و هیچ مشکلیشون حل نمیشه ... ایا اعتماد میکردین؟ امتحان میکردین؟ بیخیال میشدین؟؟ 

.

.

.

.

من نمیدونم چرا باید یه ادم انقدر ضعیف و نحس باشه که بره برای اینکه خودش نمیتونه خوب زندگی کنه و نمیتونه خوبی زندگی بقیه رو ببینه.. بره زندگی کسی دیگه رو به اصطلاح جادو کنه! 

و از اون بدتر چطور وجدان این دعا نویس ها قبول میکنه که برای بدبخت کردن و سد زدن جلوی زندگی کسی، ورد بخونن و طلسم کنن! 


خدا چرا به بعضی از ادمها چنین قدرتی دادی که ادم بعضی وقتها از قدرت تو نا امید بشه!؟ 




-- این داستان رو شاید ادامه بدم! الان که دارم مینویسم به شدت ترسیدم :))))))

مرض دارم!!! 




  • فریba

نظرات  (۵)

سلام 

به نظر من همه این موضوعات برمیگرده به خودت شخص درصد باور پذیری این مسائل خیلی تاثیر داره ... 

باعث میشه از طرف انرژی ها اتفاقاتی براش بیوفته 
پاسخ:
سلام 
ممنون از نظرتون. 
مسلما اولش هیشکی باور نمیکنه.. ولی وقتی میری جلو و میبیی یه حقایقی از زندگیت که فقط خودت و خدات ازش با خبر هستین رو برای اون شخص سوم مثل روز روشنه دیگه کم کم باور میکنی که نه واقعا انگار یه چیزایی میدونه! اینجاست که درصد باورپذیریت افزایش پیدا میکنه! 
به نظر من که خیلی چیز وحشتناکیه! 
  • محمد روشنیان
  • در مورد این مساله که میشه گذشته رو خوند خب کاری نداره اجنه ای وجود دارن که این گذشته رو میخونن یه سری آدم با انجام اعمال بسیار بسیار زننده مثل توهین به مقدسات، قتل، تجاوز و ... به یه سری جن متصل میشن و اونها از قدرتهای متافیزیکیشون برای کمک رسوندن به این جن گیرا استفاده میکنن و اونها شما رو گول میزنن. در موارد احمقانه تر هم که بعضی از عزیزان کارهایی مثل تو آتیش راه رفتن، شیشه خوردن، در آوردن اعضای بدن از جاشون و سر جاش گذاشتن و ... رو به الهیات و اینا ربط میدن که بخشی از این موارد با تمرکز و قدرت روح هست بخشی هم اتصال به نیروهای شیطانی. تازه علومی مثل ریمیا سیمیا کیمیا هیمیا لیمیا هم وجود داره که از شعبده و معجزه جدا هست یعنی اگه سه قسمت کنیم علوم پنج گانه، شعبده (چشم بندی) و معجزه هست یک طرف و علوم غریبه در بعد شیطانی یه راه دیگشه که این رمالا و جن گیرا از این استفاده میکنن. نمیخوام بترسونمتون ولی جالب بدونید رفتن به سمت این جریان تباهی محض رو براتون به همراه خواهد آورد در حدی که حتی تصورش رو هم نمیتونید بکنید. خداوند بزرگ بشر رو منع کرده از این چیزها و راه برگشتی هم هرگز وجود نداره اگه از یه حدی بگذره این مسائل و توبه هم حتی بدرد نمیخوره دیگه چون شما رفتی در قفس شیر رو باز کردی بعد میگی خدایا ببخش؟
    توصیه بنده اینه به شدت از این مسائل دوری کنید که بسیار خطرناک هست. اینکه این قدرتها وجود داره شکی درش نیست ولی بدونید همه شیطانی و باعث تباهیتون خواهد شد. این رو میگم که واقف باشید باید خیلی بترسید نمونه های زیادی مشاهده شده که افراد به بدبختی کشیدن شدن از طریق همین راه دادن قدرتهای شیطانی تو زندگیشون. هم اونایی که به اینها توسل میکنن اشتباه میکنن هم اونهایی که میگن اینا وجود نداره. این قدرتها وجود داره ولی نباید سمتشون رفت چون در کمترین حالتش شرک هست در مورد شرک بودنش هم خیلی توضیحات باید اضافه کنم که نمیگنجه اینجا بگم. بازم پخش و پلا بود حرفام در مجموع تنها چیزی که به نفعتونه دوری کردن از این جریانات هست. البته عده ای هم هستن که کلاً قدرتی نداره و فقط با شعبده بازی مردم رو گول میزنن. اونا که کلا هیچی ولی اینایی که قدرت دارند هم شیطانی هستن. شما چون مطالعه دقیق ندارید نسبت به این مسائل فکر میکنید فقط خودتون و خدا آگاهید. خیر ملائکه هستند، اجنه هستن موکلا هستن و کلی موجود دیگه که دسترسی دارن به ذهن شما. یکی از قدرتهای عادی و دم دستی اجنه گذاشتن فکر در ذهن و گرفتن فکر ازش هست. زیاد با این مسائل تعجب نکنید. فقط و فقط عرفا و پاکان هستند که با قدرت الهی کارهای خارق العاده میکنن که اونا هم عمراً علنی بیان نمیکنن و تو خفا بین خودشون و خداشونه!
  • محمد روشنیان
  • این نکته رو هم یادتون باشه که اگه به خدا توکل کنید هیچ قدرتی نمیتونه به شما آسیب بزنه ولی از وقتی که برید سراغ این مسائل یعنی خودتون رو تحت قدرت اونا قرار دادید و در رو براشون باز کردید و مشکلات از اون به بعد شروع میشه. یادتون نره شیطان دشمن قسم خورده انسانه و اینجا هم از این ضعف انسان نسبت به این مسائل سوء استفاده داره میکنه!
    خیلی حرف دارم که از حوصله خارجه و چون این مورد رو برای شما در حد وضعیت قرمز میبینم امیدوارم به سمت این جریانات نرید!
    پاسخ:
    سلام 
    از وقت و حوصله ای که گذاشتید متشکرم. 
    ولی متن رو اشتباه متوجه شدید گویا. 
    من به سمت این موضوعات نرفتم حتی جراتش رو ندارم برم با کسی حرف بزنم که کنارش یه جن هم نشسته باشه!!! :))))
    و این داستان رو که شنیده بودم رو دارم تعریف میکنم که تهش میخوام به یه نتیجه ای برسم. 


    سحر و جادو وجود داره نه اینکه نیست،  هست ولی جادوگری حرامه به خاطر اینکه ما آدما شرایطشو نداریم درواقع جنبشو ندارم اگه پا گذاشتیم در این حیطه تا مرز دیوونه شدن ممکنه پیش بریم چون درکش برامون سخته دیدم که میگما یکی از دوستام کنجکاوی زیادی در این مورد داشت و کم کم داشت زندگیشو به باد میداد که خداروشکر به موقع فهمید که پاشو از این حیطه باید بکشه بیرون و زندگیشو بکنه. پس همون بهتر که فرض کنیم اصلا همچین چیزی وجود نداره و نادیده اش بگیریمو حتی بهش فکرم نکنیم و هیچ وقت یادمون نره که خدا فوق تماااااام نیروها و آفریننده ی تمام هستیه و قدرتی بالا تر از اون وجود نداره پس با سپردن خودمون به خدا که بالاترین وجود ممکن هست و انرژی مثبت داشتن و ایمان واقعی داشتن و تنها از خود خدا یاری خواستن هیچ دلهره و ترسی به جا نمیذاره ولی قلبی و با تمام وجود.  
    پاسخ:
    اره متاسفانه 
    جذابیت زیادی داره که اگر کسی توش بیفته دراومدنی نیست! 
    یکی از دوستانم که خودش مدام پیش یکی از همینا میرفت تا راه حل مشکلاتش رو بگیره به شدت همه رو منع میکرد که مبادا سراغ این افراد برن! 

    ولی نمیدونم چجوری بگم..
    تو این داستان و داستانهای مشابهی که شنیدم و چه بسا دیدم.. به طرف مقابل حق دادم که بپذیره واقعا زندگیش یا خودش طلسم شده و باید سریعترین راه حل ممکن رو برای نجات خودش یا زندگیش پیدا کنه.. اینه که به این افراد پناه میبره تا طلسمش باطل بشه...  متاسفانه اینه که جواب هم میگیرن! اینش برای من خیلی جالبه که آخه چجوری!!!!! 
    دو حالت وجود داره یا اینه که اونا از اینده خبر دارن و میان پیشگویی خودشون رو غالب میکنند و یا اینکه واقعا با قدرتهای ماورایی دست دارند و به معنای واقعی کاری میکنند!! 
    ادم وقتی خیلی واردش میشه واقعا ترسناکه و به قول تو دیوونه میشه وقتی میفهمی چه خبره!! ://///


    من همیشه جزو اون آدمایی بودم که سریع جبهه میگیرن و میگن این چیزا واقعی نیست :)) و برای خیلیاشون دلیل علمی پیدا کردم و میدونم به راحتی خیلی از این مسایل توجیه میشن و و چه چیزایی تو دسته شبه علم قرار دارن. ولی یه بار یکی برام فال قهوه گرفت چیزایی که درمورد وضعیت اونموقعم گفت صحت داشتن و به طرز عجیبی چیزایی نبودن که بشه به طور کلی گفت و برای همه جور دربیاد! با اینکه خب خیلی از چیزایی هم که گفت اتفاق نیفتاد ولی یکم ته دلم نظرمو نسبت به این مسایل عوض کرد :)) منم میتونم رمز ادامه داشتان رو داشته باشم؟ کنجکاو شدم :)) 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    بانك اهداكنندگان غير خويشاوند