گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

بایگانی
محبوب ترین مطالب

983- امتحان زبان

پنجشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۳:۳۷ ب.ظ

فردا ازمون زبان دارم!!

یه امتحان بی معنی و بی سر و ته!

اونقدر بی سر و ته که اگر دو دقیقه دیر ثبت نام کنی دیگه ظرفیت تکمیل میشه جات نمیشه و باید یه ماه صبر کنی!

عین الان من که دو ماه هی یادم میرفت تا میرفتم ثبتنام کنم میدیدم ظرفیت حوزه تهران پر شده و نمیدونستم که امکان جابجایی و اینا هست و جا میموندم!

این ماه هم الیته تا رفتم ثبتنام کنم باز تهران پر شده بود و من مجبور شدم قم رو رزرو کنم😑😑 ولی بهم گفتن که ده ساعت پس از شروع ثبتنام کسایی که هزینه ازمون رو پرداخت نکردند خودبخود ثبتنتامشون لغو میشه و تو باید شانس بیاری اون لحظه پشت سیستم انلاین باشی تا یکی لغو میشه فوری بپری جاش!

و اینجوری شد که من و اقای همسر عینهو جغد ساعت 10 شب پشت سیستم نشستیم و بالای 400 بار سایت رو رفرش کردیم بعد گذشت بیست دقیقه یهو دیدم عهههههه تهران 3 نفر ازاد شدند.. بدوووووو... 💃💃💃

اینجوری شد که من تازه تونستم ثبتنام کنم ! ازمونی که ثبتنامش این باشه خدا بخیر بگذرونه خودشو!

از شدت فرورفتگی زیاد در کتاب و جزوه، چند شبیه به شدت سردرد دارم و دو دقیقه به سایر وسایل خونه نگاه میکنم چشام تعجب میکنند و شروع میکنند به گریه کردن!😕😕


دیگه حالم از هر چی درسه بهم میخوره!

قبولی تو ازمون زبان تازه اول بدبهتیه!پشت سرش امتحات جامع... بعدش تززز.. مقاله از تز ... و برو تا اخر!

نمیشه انصراف بدم؟😒😒

  • فریba

نظرات  (۳)

سلام
خیلی برام شگفت انگیزه وقتی میبینم شما 5 سال اینجا هستین و دارید مینویسید.چقدر جالبه وقتی برمیگردین و نوشته های سال های قبلتون رو میخونید خاطرات زیبایی براتون تداعی میشه(ویا شاید تلخ).نمیدونم منم میتونم اینهمه سال بنویسم یا نه.براتون آرزوی موفقیت می کنم
پاسخ:
سلام 
من 5 ساله که تو بلاگ مینویسم، ولی در اصل 13 ساله که وبلاگ دارم. قبلنا تو بلاگفا مینوشتم خیلی قاطی داشت محیور شدم ترکش کنم 😀 
محیط وبلاگ خیلی خصوصی تر و صمیمانه تره!
با مرور خاطره های چند سال پیش ادم میفهمه چقدر بزرگ شده و چه روزایی رو گذرونده .. حتی تلخهاش هم بعدا شیرین میشه.  
مانا باشید 🌷

  • مهـــ شین
  • امید به خدا انشاالله تمام مراحلی که گفتی به خوبی و خوشی میگذره و یه نفس راحتی میکشی و بعد که اینارو میخونی میگی آخیییییش راحت شدما چه حرصی میخوردم براشون ولی با موفقیت پشت سر گذاشتم :-))
    تو روحت دیگه کم کم داری فارغ التحصیل میشی،  تو هنوز به انصراف فکر میکنی، کلی خندیدم از دستت :-)
    پاسخ:
    وای اگر بدوونی چقد بعضی وقتها به حال شماها غبطه میخورم .. عاااااااای آدمها که در خانه نشستید درس تون تموم شده ه ه ه عی تو روحتووووووووون!!!:)))))
    سر و کله یه جوجه فکولی که پیدا شد، غبطه میخوری به حال الانت :-))))))))))
    پاسخ:
    وای فکر کن تو این وضعیت بچه هم بیاد راه بره تو دست و پا! :))))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    بانك اهداكنندگان غير خويشاوند