گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

بایگانی
محبوب ترین مطالب

۱۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

کمتر از سه روز دیگه مونده به آغاز سال جدید

یکی از برنامه های پایان هر سال من اینه که

بشینم و سالی که گذشت رو مرور کنم ببینم اول سال کجا بودم و میخواستم آخر سال کجا باشم و در حال حاضر کجام!!!

امروز که فرصت نشد فکر کنم، نصفش که به خونه تکونی گذشت و نصف دیگه ش هم برنامه چهارشنبه سوری!

فکرکنم پنج شنبه زمان مناسبی باشه برای تفکر!

شما هم فکر کنید، به سالی که گذشت و به سالی که پیش رو دارید!

سال 93 تون چطور بود؟ دوست دارید 94 چطور باشه؟ برنامه تون برای سال جدید چیه؟

آخرین پست امسال من انشالله پاسخ به همین سوالات خواهد بود.. 

  • فریba

دیروز جمعه 22 اسفند 93

گردهمایی سفیران اهدای عضو .. 

من حوصله نداشتم برم، بسیار هم خسته بودم، ولی تماس ساعت 8:30 صبح مسئول سفیران که کجایی و چرا نیومدی، منو مجاب کرد که باید برم! 

یه صحبت دوستانه، انتقادات و پیشنهادات، بررسی اساسنامه، تقدیر از ما و پذیرایی و ختم جلسه.. 



و برنامه بعدی

پنج شنبه آخر سال،

گردهمایی مسئولین واحد پیوند بیمارستان دکتر مسیح دانشوری و سفیران فرهنگ سازی اهدای عضو در قطعه نام اوران بهشت زهرا...

جهت گرامیداشت یاد عزیزانی که زندگیشون رو به دیگران بخشیدند و از این دنیا رفتند.. 

فکر کنم که میتونم حضور داشته باشم! 

امیدوارم.. 




  • فریba

روزهای آخر ساله

حجم کارها بسیاااار بالا

توان انجام کار بسیاااار پایین!


دارم همه تلاشم رو میکنم که از کارایی که امسال دستمه چیزی برای سال بعد نمونه!

همه زورمو میزنم تموم بشه، 

دوست دارم سال جدید رو با کارها و برنامه های جدید شروع کنم.. 


همت کن!



  • فریba


خدایا

ازت متشکرم...

به خاطر همه چی....





  • فریba
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۲ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۵۲
  • فریba

دارم فکر میکنم در سال جدید، یادگیری یک ساز دیگه رو هم شروع کنم!

به 

سنتور

تار

و یا 

تنبور 

فکر میکنم... 


کما اینکه سه تار و آواز هم در سال جدید با من هستند! 


:)



  • فریba

مدیر من سه تا نیرو داره. من و دو تا خانوم دیگه. 

من ایشون رو صدا میزنم "آقای دکتر ح"!

اون یکی صداش میزنه "آقای مهندس ح"!

و نیروی جدیدتر صداش میزنه "آقای ح"!

فکر کنم نیروهای دیگه ای که بگیرند به "اسم کوچیک" و "هوی" صداش بزنند!! :)))

  • فریba

میگم 

خونه تون کجاس!؟

میگه 

حکیمیه!

میگم 

حکیمیه کجاست!؟

میگه 

نقشه تهران رو دیدی!؟ 

میگم 

آره!

میگه زیر پونز! 


:))))))



  • فریba

امروز روز خیلی خوبی بود!

روزی که به من فرصت داده شد تا اولین اجرای خودم رو در عرصه موسیقی به روی صحنه ببرم..

نمیتونم بگم عالی بود!

ولی خیلی خوب بود...

تو گروه، من جزو کسانی بودم که از همه مدت زمان کمتری کار کرده بودند و اولین بار بود اجرا میرفتند!

به همین دلیل به شدت استرس داشتم.

ولی رو سن همه چی خوب بود...

دو تا قطعه بارو بارونه و گل گندم!

بعدا فیلمش رو از موسسه میگیرم و اگر واقعا همونطوری بود که فکر میکنم، حتما میگذارم تا شما هم ببینید.

حیف شماره استادم رو نداشتم که بهش زنگ بزنم و بگم واااقعا متشکرم که این فرصتو به من دادی..

:))


همینجا میگم:

استاد رضا طالبی عزیز، متشکرم!

:)



  • فریba

امشب اومدم خونه روحی

یواشکی

چون روحی تا ماهها بعد پیوندش نباید کسی بهش نزدیک بشه...

از سر شب تا الان به حدی خندیدیم که نفسم دیگه درنمیومد..

روحی تو اتاق مخصوصه و با یه دیوار شیشه ای از ما جداست، ما هم نشستیم روبروش هرهر و کرکر....

به امید سلامتی روحی ..

.

.

.


اصلا هم که من فردا اجرا ندارم!!

اصلا هم که ما فردا کنسرت نداریم....



  • فریba

بدترین اتفاق ممکن اینه که سه روز قبل اجرا سیم ساز پاره بشه!!

حالا

من با این وقت کم و حجم کاری بالا، 

امتحان آخر هفته و 

اجرای روز جمعه

کی برسم برم تعمیر کنم،

خدا میدونه!!! 


ایندفعه باید سیم بخرم، خودم یاد بگیرم سیم عوض کنم. 

تو چنین مواقعی بسیااااار حیاتیه!!



  • فریba

کنسرت اموزشگاه شمیم

  • فریba
بانك اهداكنندگان غير خويشاوند