گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

گاه نوشته های یک فریبا

روزانه نوشت های یک گونه خاص از فریباسانان!!

بایگانی
آخرین مطالب

987 - مدیر ارشد تلگرام!

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۳۲ ب.ظ

یه مساله ای که تو فضای مجازی خیلی زیاد مطرحه و واقعا هم خنده داره همین بحث ادمین و مدیر شدن هست! 

خدا خر رو شناخت که بهش شاخ نداد همینجاست! 

یعنی یکی یه گروهی رو یا کانالی رو میسازه دیگه خدا رو هم بنده نیست!!! چنان میگه ادمین گروه فلان هر کی ندونه فکر میکنه معاون وزیری چیزیه!!! 


یادم با بچه ها یه کانال خبری داشتیم از 24 نفر رسوندیمش به 50 هزار نفر عضو! بعد هر کی مسئول یه بخش خبری بود که صحت اخبار رو رصد کنه مثلا من اخبار علم و فناوری و محیط زیست رو پوشش میدادم. 

ادمین اصلی کانال اومد یکی از بچه ها رو که خیلی فعال بود (به عبارت دیگه خیلی بیکار بود و 24 ساعته انلاین بود) رو کرد مدیر! که حواسش به کانال باشه یه وقت خبر زرد نره و اینا.. 

اقا چشمتون روز بد نبینه فردا دایره مدیریت در دست گرفت هی چپ و راست به این اون دستور میداد :)))))))) تا یه چیزی هم میشد میگفت من مدیرم باید مطابق با سلیقه من باشه! :/// 


یه تشکیلات احتماعی عضو هستم که یه شاخه بانوان داره و این شاخه یه گروه تلگرامی هم داره برای انجام یه سری هماهنگی ها و بحث ها و اینا، 70 درصد اعضاش هم سنشون بالاست و تحصیلات عالیه و دارای مقام و منصب .. بعد یبار مدیر این تشکیلات اومد گفت از بین خودتون یه نفر رو انتخاب کنید به عنوان دبیر که کارا رو پیگیری کنه و نتیجه گیری و جمع بندی و اینا ... هی چند بار گفت هیشکی پا پیش نگذاشت چون اولا همه سرشون شلوغ بود و بعد اینکه خیلی همه متواضع تر این حرفها بودن که بیان بگن من! خیلیاشون هم انتظار داشتند بهشون پیشنهاد بشه که فلانی تو بیا بشو.. خلاصه گذشت یهو دیدیم یه خانمی اعلام امادگی کرد و گفت من میشم و گفتن باشه و اینا.. هیچ رزومه ای هم از خودش نداد که بفهمیم کیه و چیکارس! 


از فردای اون روز یهو دیدیم یه جنگی تو گروه بر پا شده کافی بود مطلبی یا نظری میدادی که مخالف سلیقه این خانوم باشه فورا پیامت حذف میشد!! اعتراض هم میکردی خودتو حذف میکرد!!!! وقتی هم صدای همه درومد که این چه وضعشه چرا بحثها رو کات میکنی و حذف میکنی اعلام کرد که ا زاین به بعد تمام بحثها باید با هماهنگی من باشه! هر چیزی خواستید مطرح کنید باید با من هماهنگ کنید! من مدیر گروه هستم .. من .. من .. 

جوری که مدیر تشکیلات اومد گفت عجب غلطی کردم!!! دو ماه دیگه انتخاباته هیئت مدیره است مجبورید این دو ماه رو تحمل کنید! 


عاقا ما چند نفر که صمیمی تر بودیم فورا یه گروه تشکیل دادیم هی پیامهاش رو فوراوارد کردیم هی پشت سرش حرف زدیم هی خندیدیم! 

اخرش هم همه مون گروه رو لفت دادیم والا .. :)))))))




  • فریba

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بانك اهداكنندگان غير خويشاوند